با نی نی جان

سلام نی نی جان

دیروز رفته بودم دیدن یکی از همکارام که تازه زایمان کرده اونجا یکی بهم گفت بچت دختره امروز شادی بهم زنگ زد گفت خواب دیده پسری!

هی جوجه مامان چه دختر باشی چه پسر عشق منی

عشق باباتی

باید به این دنیا بیای تا بفهمی چقد زندگی قشنگه

دیشب تو بغل بابات خوابیده بودم و دستم رو شکمم بود جایی که تو هستی و نمیدونی تو اون لحظه چقدر احساس خوشبختی کردم

خدا خیلی مهربونه  مطمئن باش عاشق زندگی میشی و عاشق عشق واقعی این زندگی خدا

[ دوشنبه 19 تير 1396 ] [ 11:10 ] [ فرزانه ]
[ موضوع : ]

[ ]

سلام نی نی مامان

نمیدونی چقد هنوز هیچی نشده دلبستتم همه منو میترسونن که شاید نمونی اما من میدونم که میمونی هرچند دلم گاهی خالی میشه ولی قول بده برا مامان بابا بمونی آخه ما خیلی دوست داریم

نی نی نازم قراره 21 یا یکم دیرتر بیایم صدای قلبتو بشنویم

بگو به مامان میخوای همیشه باهام باشی

[ يکشنبه 18 تير 1396 ] [ 9:51 ] [ فرزانه ]
[ موضوع : ]

[ ]

خوش آمدی نی نی جان

سلام نی نی مامان

خوش اومدی قربونت برم

الان تو شکم مامانی و من حست میکنم نمیدونی وقتی بی بی چکم مثبت شد و وقتی که آزمایش دادم و اونم مثبت شد چقدر خوشحال شدم

همه رو سورپرایز کردم مخصوصا باباتو

بابایی عاشقته

همش مواظبمه و خیلی بهم محبت میکنه

بهترین بابایی دنیارو داری

باید به این دنیا بیای ببینی چه همه آدم منتظرن ببیننت و دوست داشته باشن

 

[ شنبه 17 تير 1396 ] [ 8:34 ] [ فرزانه ]
[ موضوع : ]

[ ]

شاید دیگه وقتشه بیای

سلام نی نی جان

راستش میخواستم برای تولد بابات تورو بهش کادو بدم که سورپرایز بشه واسه همین گفتم که بچه نمیخوام الکی البته ماه قبل هم بی هیچ تلاشی یهو به سرم زد کاش تو دلم باشی و منتظرت بودم تا بعد از سفر بابات بهش کادو بدمت و تولد مامانم که نشد یعنی نیومدی تو دل مامانی  و پیش بابات لو رفتم و خلاصه برای ماسمالیش  .... خلاصه که این ماه به هیج وجه قصد نداشتم به دنیا دعوتت کنم چون هیچ مناسبتی نیست و اگه این ماه حامله بشم دوماه باید صبرکنم تا تولد بابات و من نمیتونم 2 ماه به کسی چیزی نگم دیروز با بابات تست تخمک گذاری برای پیشگیری گرفتم و شاید باورت نشه اما همون دیروز مثبت شد! دودل به تستم استخاره گرفتم برای دعوتت خوب اومد دوباره هم خوب اومد همین الانم استخاره گرفتم خوب اومد بعد استخاره کردم که ماه بعد اقدام کنم اومد بد است هرچند به ظاهر خوش خط و خال است اما اصلا مورد مناسبی نیست! خوب پس تصمیم گرفتم به دنیا دعوتت کنم به بابات چیزی نگفتمو رفتم حموم و از بابات رابطه خواستم که اصلا بهم نچسبید چون دلم ازین رابطه ها میخواد که بابات خیلی مایله! البته بابات کمر درده و اعصابشم یکم بهم ریختس به خاطر کارای حامد و پادرمیونیای خیرخواهانه اما آزار دهنده ی عموهات! این سختتر میکنه کار منو

اما بهت قول میدم بابات خیلی مهربونه و دوستت داره و من میدونم که بچه میخواد! آخه وقتی گفتم دوباره میخوام قرص جلوگیری بخورم یه جورایی دلخور شد به روش نیورد اما من میشناسمش!!! خلاصه نی نی جان تخمکی مامان اگه دوست داری بیا تو دل مامانی

بوسبوس

[ دوشنبه 29 خرداد 1396 ] [ 11:07 ] [ فرزانه ]
[ موضوع : ]

[ ]

سخنی با نی نی جان چند ماه پیش

سلام بچه جان

فعلا نمیدونم چی صدات بزنم چون اصلا وجود خارجی نداری اما نصف وجودت از زمان تولدم با من بوده و این خیلی حس عجیبیه

دیشب به طور جدی با بابات درباره تو بحث کردیم اون خسته از بیرون اومد و من ازش خواستم با هم حرف بزنیم اونم اول رفت دستشویی J بعد پرده های شسته شده رو انداخت رو بند و بعد آماده شد با هم حرف بزنیم (بهش گفتم یه روزی بهت میگم وقتی خواستم درموردت حرف بزنم بابات رفت دستشویی خخخ) خیلی بغض داشتم میدونی من خیلی از به وجود اومدنت وحشت دارم چون باید برای بیشتر عمرم مسئولیت تورو قبول کنم و راستش بیشتر ازین میترسم که رابطه من و باباتو خراب کنی میدونی من عاشق باباتم اون شده همه زندگی من و من زندگی عاطفی خودمو نمیخوام عوض کنم تقصیم کردن عشق بابات با یکی دیگه خیلی برام سخته پس ببین برای بوجود اومدنت واقعا دارم فداکاری میکنم شاید چون ناخودآگاه دوستت دارم و خوب تو خیلی وقته منتظره به وجود اومدنی برای اومدن تو به این دنیا امکان داره پوست عزیزم خراب بشه چاق بشم و از ریخت بیفتم و حتی آسیب ببینم اما خوب راهیه که باید برم و من ته ته دلم نی نی میخوام

دیشب به بابات گفتم که تصمیمش چیه براش توضیح دادم اگه تا 6 ماه آینده بخوایم به دنیا بیای باید قرصای ضد بارداریمو قطع کنم و رژیم غذاییمو عوض کنم و حداقل سه ماه اسیدفولیک بخورم و اون یه ماه قبل از بارداریم نباید قلیون بکشه و خوب حالا میخواد چیکار کنیم؟(امیدوار بودم بگه فعلا نمیخوایم بچه دار بشیم مثل قبلنا) اون گفت نظر من چیه و من گفتم که میترسم گفت از چی و من برای هزارمین بار نگرانیهامو گفتم ازینکه میترسم چاق بشم ازینکه میترسم تورو بیشتر از من دوست داشته باشه یا لباسهای باز و راحت نتونم بپوشم و اون با حوصله بهم گفت که منطقیه که چاق بشم و اینکه حس مادرانه خیلی بیشتر از اینه که به تو حسودی کنم و گفت خوب نظر تو چیه اون گفت فکر کنم دیگه وقتشه گفتم اگه میخوای پسردار بشی باید رژیم خاصی بگیریم اما بابات گفت پسر و دختر براش مهم نیست و اینارو بسپریم دست خدا بهش گفتم فکر میکردم پسر دوست داری اما اون گفت نه مهم نیست و من ته دلم ضعف رفت و چقد خوشبحالته که همچین بابایی داری ما حرفامونو درحالی که داشتیم با هم خوراک سوسیس درست میکردیم ادامه دادیم قرار شد این ماه هم قرص بخورم تا بابات از شرایط مالی خیالش راحت بشه و از ماه بعد اقدام کنیم

بهش گفتم دلم میخواد من اسمتو بزارم ازون لبخندای مخالفت زد اما من گفتم اگه دختر شدی دلم میخواد اسمتو بزارم ویانا میدونی یعنی چی؟ یعنی فرزانه و من عاشق اسم خودمم چون معنیشو دوست دارم

اگه پسر شدی از بهنیا و بهزاد و فرزاد خوشم میاد اما فکر نکنم بابات از هیچکدوم ازینا خوشش بیاد خخخخخ

دیشب شب خوبی برای من بود و من کنار بابات احساس خوشبختی میکردم کاش خوشبختیمونو محکمتر کنی نه اینکه بهمش بریزی

16/11/1395

[ دوشنبه 29 خرداد 1396 ] [ 11:04 ] [ فرزانه ]
[ موضوع : ]

[ ]

نی نی جان ها

نی نی خوشگل و خوش اخلاق من

سلام

این ماه برای بارداری اقدام کردم اما نه من نه بابات به روی خودمون نمیاریم که داریم اقدام میکنیم میگن تاثیر قرص ها از یه ماه تا 6 ماه میمونه و مامانی سه سال تقریبا قرص خورده اما الان با اینکه ماه دوم اقداممه دلم میخواد تو شکمم باشی

این ماه قرص اسید فولیک و بعدش یه قرص مولتی ویتامین خوردم برای سلامتی تو یا شما

اگه دوتا باشین هم خیلی خوشحال میشم چون دلم نمیخواد طعم تلخ حسادت خواهر برادری رو بچشین و در هر حال دلم میخواد دوتا بچه داشته باشم تازه بغیر از این دلم میخواد با خیال راحت به خودم برسم و دیگه نگران حاملگی نباشم چون من از حاملگی و چاقی و اثرات دیگش بدم میاد و ببین چقد دوستون دارم که حاضر شدم برنامه اندام ایده آل و پوست بی مو داشتن رو موکول کنم به بعد از تولد تو یا شما

کوچولوی ناز مامان اگه این ماه توی شکمم باشی به عنوان کادو تولد مامانم جواب تست مثبت بارداریمو بهش میدم البته این کادورو به بابا خوبتم میدم و به مامان بابات چون همشون از داشتنت خوشحال میشن اما اگه این ماه تو شکمم نبودی لطفا قبل از تولد بابات بیا

خیلی خوشحال میشم خبر بودن تورو به عنوان کادو تولد به بابات بدم

من برای اینکه مامان خوبی باشم کلی کتاب میخونم قول میدم

خیلی دوستت دارم

مامان

[ 28 خرداد 1396 ] [ 8:52 ] [ فرزانه ]
[ موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 صفحه بعد